قابیل
من دارَم از مترسکت کلاغ می دزدم.
هندوانه ی ماه را یک قاچش در دست آسمان و امروز یکیو خواستم
نوشته شده در پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت
5:24 بعد از ظهر توسط ماهان| |
امشب
شتری بریده اند
سیزده قاچش در چهره ی تو
نوشته شده در پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت
4:35 بعد از ظهر توسط ماهان| |

یکی که دستتو بکنی زیر متکاش دستاشو پیدا کنی بگیری تو دست خودت
یا که وقتی حرف میزنه هی بخندی صورتشو بوس کنی
یا که قورت قورت آب بخوره تو گلوشو بوس کنی
صبام که میخواد بره دستاتو قلاب کنی دور گردنش،پاتم بذاری رو دلش
ممممممم نمیذارم بری که (: نوشته شده در یکشنبه 3 خرداد1388ساعت
4:0 بعد از ظهر توسط ماهان| |
| Design By : Night Skin |






{{{{
}}}