تبليغاتX
قابیل - رفته بودم سر حوض


قابیل

من دارَم از مترسکت کلاغ می دزدم.

رفته بودم سر حوض

رفته بودم سر حوض magnify


رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب
آب درحوض نبود

ماهیان می گفتند:
هیچ تقصیر درختان نیست

ظهر دم کرده تابستان بود
پسر روشن آب, لب پاشویه نشست
و عقاب خورشید, آمد او را به هوا برد که برد

به درک راه نبردیم به اکسیژن آب
برق از پولک ما رفت که رفت
ولی آن نور درشت
عکس آن میخک قرمز در آب
که اگر باد می آمد دل او پشت چین های تغافل می زد
چشم ما بود
روزنی بود به اقرار بهشت

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن
و بگو ماهی ها ,حوضشان بی آب است

باد می رفت به سر وقت چنار
من به سر وقت خدا می رفتم...

نوشته شده در سه شنبه 16 تیر1388ساعت 1:30 بعد از ظهر توسط ماهان| |


Design By : Night Skin

****************************************************************************** -

JavaScript Codes (((({}(((({

Satanic Priest

}{ -l- Scar3crow -l- -l- Scar3crow -l- }{

{{{{ }}}