تبليغاتX
قابیل - مرد چراغ بدست


قابیل

من دارَم از مترسکت کلاغ می دزدم.

 

کشیشی صبح زود از خواب بیدار شد تا برای دعا به کلیسا برود. لباس پوشید و راهی کلیسا شد.

در راه، کشیش زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

کشیش لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی کلیسا شد. در راه کلیسا و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی کلیسا شد.

در راه کلیسا ، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه کلیسا دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. کشیش از اوتشکر کرد و هر دو راهشان را به طرف کلیسا ادامه می دهند. همین که به کلیسا رسیدند، کشیش از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا همراه او به کلیسا بیاید وبا او دعا بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل کلیسا خودداری می کند.

کشیش درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. کشیش از او پرسید چرا او نمی خواهد وارد کلیسا شود و دعا بخواند.

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) کشیش با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:

((من تو را در راه کلیسا دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن تو شدم.)) وقتی تو به خانه رفتید، خودت را تمیز کردی و برگشتید، خدا همه گناهان تو را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن تو شدم

و حتی آن هم تو  را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه سریع تر اماده رفتن به کلیسا شدی. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن تو بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده را هم

ببخشید. بنا براین، من سالم رسیدن تو را به کایسا بهتر از خانه ماندنت دیدم.  

ستایش خدایی را است بلند مرتبه و بزرگ!

 

 

نوشته شده در شنبه 24 مرداد1388ساعت 6:10 بعد از ظهر توسط ماهان| |


Design By : Night Skin

****************************************************************************** -

JavaScript Codes (((({}(((({

Satanic Priest

}{ -l- Scar3crow -l- -l- Scar3crow -l- }{

{{{{ }}}